از خواب می ترسم
چشمانم سنگینی می کند
انگار چندین سال است که نخوابیده ام...
ولی...ولی می ترسم بخوابم
می ترسم بخوابم و خواب ببینم که خودم هستم و خودم به آخر رسیدم
می ترسم از این که مرا حساب بخواهند و جواب نداشته باشم
ولی از این بیشتر می ترسم که وقتی بیدار شدم باز فکر خواب نداشته باشم...

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۱/۰۷/۰۱ ساعت 18:42 توسط Hadi
|