سکوت لذتی دارد

سکوت فرصتی دارد،

                                         برای من

برای اینکه فکر کنم

                                            فکر کنم به آنچه که گذرانده ام

فکر کنم به آنکه مرا از تنهایی هایم نجات داد

ومن برای همیشه قبولش کردم

سکوت فرصتی داد به من که فکر کنم

                   به رویا هایی که همیشه آخرش او را بغل می کردم

و او بود عروس رویا های من

در این فرصت اندک می خواهم به یاد روزهایی باشم که با هم بودیم ،

همدیگر را دوست داشتیم، به اندازه ای که

یکی بودیم

همدیگر را دوست داشتیم به اندازه ای  که

با هم بودن را به دیدن باران ترجیح می دادیم

سکوت فرصت داد به من تا فکر کنم به این که

چطور دیدن یک لحظه دل مرا که مثال یک خانه ی چوبی کهنه است،

           با یک شهاب سنگ داغ، ویران کرد

ولی نتوانستم به این فکر باشم . چرا که آهی عمیق سکوتم را در هم شکست.